مؤلف مجهول

94

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

خان « 1 » فرستاذه بوذ . چون خبر آمذن صاحب [ گ 23 ب ] اصفهانى را شنيد تقرير وزارت را برابر فرستاذ . به عظمت تمآم بقونيه در آمذ . مدتى در قونيه به امور دولت و سلطنت مشغول شدند . بعد از آن سلطان را در دل افتاد كه لشكر بسوى ارمنيه و طرسوس رآند . هفت ماه تمام در آن ولايت قتل و خرابى كرد و طرسوس را حصار كرد . در آن پيكار سلطان را هوا زد . از آن سبب بيمار شد . عزم قونيه كرد . در منتصف ماه رجب سنه ثلاث و اربعين و ستمايه وفآت يآفت . در تربهء سلاطين دفن كردند . به ديگران برابر شد . جلوس سلطان عزّ الدين كيكاوس در قونيه بر تخت نشست . امن و راحت روى نموذ . در آن روزگار در روم هيچ ترس و بيم نبوذ . برادرانش ركن الدين قلج ارسلان و علا [ ء ] الدين كيقباذ در سايهء دولت او و رأى شمس الدين صآحب اصفهانى اندك اندك روى بعمارت گرفت . اميران قوت گرفتند . سلطان از شوكت ايشان متوهم شد . ايشان قصد گرفتن سلطان كردند .

--> بىنتيجه ماند و آنان در اين مجلس هم حضور نيافتند . در قوريلتاى ديگرى كه باتو تشكيل داد در اول ژوئيه 1251 / ذى الحجه 648 ه امپراتورى مغول به طور قطع از خاندان اوگتاى به خاندان تولى انتقال يافت . در واقع جهان مغولى بين سنوات 1251 م و 1255 م عملا بين خان بزرگ منگوقاآن و بزرگ خاندان آنها باتو تقسيم شد . به طورى كه منگوقاآن گويد : « قدرت ما دو نفر همانند اشعهء خورشيد بر همه جا مىتابد . » سرانجام باتو در سال 1255 م در 48 سالگى در اردوگاه خود در كنار ولگاى سفلى مرد . رنه گروسه ، امپراتورى صحرانوردان ، صص 433 ، 435 ، 445 ، 449 - 450 ، 457 - 458 ، 649 ، 461 ، 569 ، 643 ، 646 . ( 1 ) . در تاريخ رشيدى نام وى به صورت بركا ضبط شده است . او برادر باتو بود . وى خان قبچاق شد . او از لحاظ سياست و مخصوصا سياست خارجى توجه و علاقه به دين اسلام داشت . بنا به گفته بارتولد آغاز مسلمان كردن خانات قبچاق را بايد از نتايج همين سياست خارجى دانست . تاثير سلطنت بركا در قبچاق آنچنان بود كه حتى تا قرن 15 « دشت قبچاق » را « دشت بركا » مىناميدند . وى به واسطه برگزيدن دين اسلام از رفتار هولاكو با خليفه عباسى به خشم آمده بود . همان ، صص 433 ، 650 .